˙·٠•جملات عاشقانه زیبا•٠·˙ - مطالب ابر جملات دلتنگی


"شادی" را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند.
. "عشق بورز" به آنها که دلت را شکستند.
. "دعا کن" برای آنها که نفرینت کردند..
"درخت باش" به رغم تبرها.
. "بهار شو" و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست...



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، عاشقانه، جملات فوق العاده عاشقانه، جملات تنهایی، عاشقانه زیبا، جملات دلتنگی، اس ام اس عاشقانه، اس ام اس،

تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
.
.
.
.
.
.
.
.
1- وقتی برق میره کجامیره?
2. چراتخم مرغ فحش نیست ولی تخم سگ فحشه?
3. استامینوفن از کجا میدونه ما کجامون درد میکنه?
4. وقتی میگن بگیر بخواب, ما چی رو باید بگیریم?
5. وقتی میگن به افتخارش دست بزنید, دقیقا به کجاش باید دست بزنیم?
6. چرا از جمعه تا شنبه اینقدر کم طول میکشه ولی از شنبه تا جمعه اینقدر طول میکشه?
7. این که میگن بین خودمون باشه دقیقاکجامون باید باشه?
8. پس کی این حقوق بشر رو میریزن به حسابمون?
9. آیا میشه رو میز نهارخوری شام هم خورد?
10. پشم شیشه دقیقا کجای شیشه در میاد?
11. چرا جعبه پیتزا مربعه, خودش گرده, موقع خوردن مثلثه!?
12. آیا برای آزمایش الهی باید ناشتا بود?
13.آیا برای گرفتن شناسنامه المثنی, اصل شناسنامه هم لازمه؟





طبقه بندی: جک ها،
برچسب ها: جک، جملات عاشقانه، جملات دلتنگی، جملات فوق العاده عاشقانه، عاشقانه، جملات زیبا، جملات دلتنگی و تنهایی، تنهایی،

تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 11:33 ق.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند ،

طوطی اعتراض کرد و زیبا شد ، کلاغ به رضایت خدا راضی شد ،

اکنون طوطی درقفس است و کلاغ آزاد.

برچسب ها: طوطی، کلاغ، جملات عاشقانه، عاشقانه، جملات دلتنگی، دلتنگی،

تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

اطلاعیه ستاد انتخابات در شهر حیف نون اینا: هموطنانی که شناسنامه خود را در صندوق رای انداخته اند، فردا صبح جهت دریافت شناسنامه خود با در دست داشتن اصل برگه رای به همان شعبه مراجعه نمایند!

***

مرد: ناهار چی داریم؟


زن: ماکارونی


مرد: نمی شدوست ندارم


زن: چطور شنبه و یک شنبه و دو شنبه


!و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه خوردی دوست داشتی؟

***

کاش برای ازدواج هم مثل انتخابات عمل می شد. چند تا نامزد توسط مامانم تأیید صلاحیت می شدن. می آمدن دونه دونه از هنرهای خود و برنامه هاشون برام توضیح می دادند، بعدش من هم سر فرصت باآگاهی همسرم روانتخاب می کردم. مهم تر این که: هر چهار سال یک بار هم، فرصت داشتم حماسه ی دیگری می آفریدم!

***


 من موندم حافظ چه آپشنی داشته که سعدی نداشته که بشه باهاش فال گرفت!


***


 اینایی که گوشه پروفایلشون می نویسن اورجینال پیج از نمایندگیش گرفتن پروفایلشونو؟

***


 اصلا امتحان گرفتن توهین به شعور دانشجو است!


امتحان یعنی اینکه ما شک داریم تو چیزی از درس فهمیده باشی

***


 ملت شنیدن پیاده روی مفیده اما مثل اینکه واسشون شفاف سازی نشده رو زمین باید این کارو کنن نه رو اعصاب ما!


***


 به بچه جوجه تیغی چی می گن؟


جوجه جوجه تیغی؟ توله جوجه تیغی؟


***


 یه ژاپنی به زنش می گه:


TiKi Taki


زنش میگه:


Kua Nini


ژاپنی ناراحت می شه می گه:


taka anji radiumba yaku


زنش گریه می کنه میگه:


mimi takuni kakabindamisamihi


یه جوری می خونی انگار سردرمیاری اینا چی می گن! به مسائل خانوادگی مردم چی کار داری؟


***


 دم دنیا گرم که بدون گارانتی داره ما رو سرویس می کنه!


***


طبق آخرین آمار، خانوم ها 70 درصد عمر خود را در پی یافتن آدرسِ «یه دکترِ خوب» سپری می کنند!


***


پس از مرگم مزارم را با آب و صابون بشویید تا هر کس از مزارم رد شد بخوره زمین بخندم روحم شاد شه


***


داری آهنگ گوش می دی یهو یه صدایی شبیه صدای غول چراغ جادو یا هیولا میاد می گه Arrangement By … خب عین آدم بگین، اصلا بذارین خود خواننده بگه. چرا اینجوری می کنین؟


***


اینهایی که فقط عکس چشمشونو می ذارن تو پروفایلشون


اینا هنوز دماغاشونو عمل نکردن!


***


 دوتا عبارت هست که خانم ها رو خیلی ذوق زده می کنه:


دوست دارم


70 درصد تخفیف


***


پسرخالم کلاس سوم دبستانه، ساعت هفت صبح بیدارش کردن


با جدیت تمام سر همه خونواده داد زده می گه ای بابا ولم کنید


سه ساله دارم درس می خونم به کجا رسیدم!


***


بابا: منو بیشتر دوست داری یا مامانو؟


بچه: هر دوتاتونو


بابا: اگه من برم آمریکا مامان بره فرانسه تو کجا میری؟


بچه: فرانسه


بابا: خب این یعنی تو مامانو بیشتر دوست داری دیگه


بچه: نه من فرانسه رو دوست دارم


بابا: اگه من برنم فرانسه مامان بره آمریکا تو کجا می ری؟


بچه: آمریکا


بابا: چرااا؟


بچه: چون قبلا فرانسه بودم!


***


جالبه پسرا به رانندگی خانوما ایراد می گیرن بعد هر روز چندتاشون رو می بینی کنار یه ماشین تصادفی و چپ کرده دارن می زنن تو سر خودشون و می گن وای حالا بابامو چی کار کنم!


نه اینا شماها نیستین، اینا توریستن!


***


لغت نامه جدید:


Category : این گربه کدوم گوریه؟


Morphine : باید بیشتر فین کنی


Keyboard : چه کسی برنده شد؟


Miss Call : دختر نابالغ را گویند


Freezer : زر مفت


***


تازگیا مد شده می گن عشقت رو ول کن بره اگه برگشت مال خودِته


اگه برنگشت از قبل مال تو نبوده!


کفتر بازیه مگه؟!


***


من همیشه بچگیام دوس داشتم وقتی گریه می کردم بغلم کنن بگن هیشش مامی ایز هیر، مامی لاوزیو


اما خب متاسفانه اکثر مواقع با دمپایی ابری خیس می کوبیدن تو دهنمو می گفتن خفه خون بگیر لامصب تا ندادم نون خشکی ببرتت پدرسگ!


***


رژیم گرفتن فقط روز اولش سخته ... چون روز دومی نداره معمولا!




طبقه بندی: جک ها،
برچسب ها: جک، حیف نون، جملات عاشقانه همراه با تصاویر، جملات عاشقانه، جملات دلتنگی، تقویت روح، کمی باهم بخندیم، لطیفه،

تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392 | 02:34 ق.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 01:49 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
 مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی نا امید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستان های عاشقانه، جملات عاشقانه، جملات دلتنگی، عاشقانه، تصاویر عاشقانه،

تاریخ : دوشنبه 6 خرداد 1392 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: جملات عاشقانه، شیشه، آینه، شیشه و آینه، جملات عاشقانه زیبا، جملات دلتنگی،

تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 03:09 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و…

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق… ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهی شو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری…

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو … و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود. رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن…

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستان عاشقانه زیبا، زیبا، داستان عاشقانه، عاشقانه، جملات عاشقانه، جملات دلتنگی،

تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟
میگه : فقط پنجاه درصد
میگن ازکجا فهمیدی ؟
میگه : ازخدا خواستم شوهرم خرپول باشه ، خر هست اما پول نداره
.
.
.
مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو میشناسی ؟
پسره :نه کی هست؟
مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی میشناختیش
پسره: خیلی خوب ، پارمیدا رو میشناسی ؟
مادر : نه
پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی میشناختیش
.
.
.
به سلامتــی همـۀ مامانا
که لباس سفید میدی بش بشوره صورتـی ملایم تحویلت میـــده
.
.
.
می دونی فرق من با برف چیه ؟
برف میاد و به زمین می شینه
ولی من همین جوری هم به دل میشینم.آخه آدم انقد تو دل برو
.
.
.
یارو اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش افتاد
زود کشید بالا و داد زد کجاست اون زنه که گفت کمربنداتونو باز کنین ؟
همینو میخواستی ؟
.
.
.
دقت کردین ﺍُﺩﮐﻠﻦ ۲۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ ۳ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ
بعد یه ﺳﯿﮕﺎﺭ ۲۰۰ ﺗﻮﻣﻨﯽﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ ۳ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ
.
.
.
اعتماد به نفس بعضی ها رو خلال دندون اگر داشت الان تنه ى درخت بود
.
.
.
رو بچتون اسم نزارید ول کنید بزارید نیو فولدر بمونه
.
.
.
ﻣﻦ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﺳﻠﻮﻻﯼ ﻣﻐﺰﻡ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ، ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯾﻪ
ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎی ﻣﻬﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪ
.
.
.
امید به زندگى در بین افرادى که تو یخچالشون الویه دارن دو برابر افراد عادیه
اونایى که نوشابه هم داشته باشن که اصلا میل به جاودانگى پیدا میکنن
.
.
.
میگم وقتی به زوج های عاشق میگن مرغ عشق
لابد به زوج های مشکل دار هم میگن انگری بردز ؟
.
.
.
یعنی من عاشق اینایی هستم که میان تو داروخونه و به صندوقدار هم میگن “دکتر
.
.
.
کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای خواهرم قاطی لباسامه
به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟
میگه خواهرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق.
.
.
شب تولدم ، شروع کردم به باز کردنِ کادوها
به کادوی بابام که رسیدم دیدم یه پاکته که درش بازه
توشو که نگاه کردم دیدم نوشته
هشتاد هزار تومنی رو که سه ماهِ پیش گرفتی ، نمیخواد برگردونی
تولدت مبــارکفک و فامیله داریم
.
.
.
ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪﻡ
…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــــــــــــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــــــــــﯽ؟
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــــﯽ؟
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺑَﻌﺪﺵ ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ِ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﺪﻡ
.
.
.
امروز رفتم پرونده تحصیلیم رو از دبیرستان بگیرما
طرف نه ازم مدرک شناسایی خواست نه اصلا به عکس هام توی پرونده نگاه کرد
بهش گفتم : اینجا یه کارت شناسایی از ملت نمیخوای شما ؟
شاید یکی دیگه میومد پرونده تحصیلی منو میگرفت
برگشت گفت : این مدارکی که تو داری رو سبزی فروش سر کوچه توش تره هم نمپیچه
آخه به درد کی میخوره ؟
خودمم قانع شدم



طبقه بندی: جک ها،
برچسب ها: جک های بامزه، جک، با مزه، عاشقانه، جملات عاشقانه، دلتنگی، جملات دلتنگی،

تاریخ : چهارشنبه 1 خرداد 1392 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
عشق اون نیست که نگران این باشی که کسی مخ عشقتو بزنه ، عشق اون نیست که چکش کنی ، عشق اون نیست که عشقتو داغون کنی و له کنی برای اینکه بگی من درست میگم ، عشق این نیست که بگی هر چی من میگم و تو مهم نیستی ، عشق این نیست که فقط دنبال هدف نهایی خودت باشی ... عشق اینه که ببینی یار میخنده و لذت ببری از خندش ، عشق اینه که ببینی یار میگرید و بلرزی از گریه اش ، عشق اینه که بزرگترین استرست تو زندگی برهم خوردن آرامش یارت باشه ، عشق یعنی از خود گذشتن ، عشق یعنی وقتی داره میره جایی استرس بگیری که داره ازم دور میشه و دلم براش تنگ میشه ، نه اینکه بگی داره میره دنبال حال و حول ، اگر کسی دنبال اون بره که دیگه عشقی هم نیست ... عشق اینه که دنبال این باشی که زندگی عشقت بهترین باشه ، عشق اینه که از خودت بگذری واسه عشقت ، عشق یعنی احترام ، عشق یعنی غرور ، عشق یعنی گذشتن از خودها ، عشق یعنی ترس از عصبانیت عشقت ، عشق یعنی ترس از دست دادن عشقت ، عشق یعنی آرامش ، نه صلب آرامش ، عشق یعنی اعتماد ، نه اتهام ، عشق یعنی اعتبار ، نه له شدن ... و عشق ...


طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عشقانه، جملات زیبا، جملات دلتنگی، عاشقانه، زیبا،

تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

  • زاهدان سیتی
  • مینی تولز
  • ریه
  • آهنگ های ابدی