تبلیغات
˙·٠•جملات عاشقانه زیبا•٠·˙ - مطالب ابر زیبا



طبقه بندی: جک ها،
برچسب ها: جملات عاشقانه، عاشقانه، زیبا، کارت شارژ،

تاریخ : سه شنبه 19 آذر 1392 | 02:28 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392 | 10:21 ق.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
گر چه می دانم که می خواهی ،کج کنی از عشق راهت را

می پذیرم درد را وقتی ، دوست داری اشتباهت را

نه، تو حالم را نمی دانی ! درد دارد این که ناچاری

از میانِ راه بشناسی ، دوستانِ نیمه راهت را

فکر کن دیوانه ای باشی ، غرقِ تنهایی که می گیرد

نیمه شب یک مرد با قلاب از میانِ حوض ماهت را

فکر کن در دستِ تقدیری ، نا گزیر از ماندن و دیدن-

- رنجِ شطرنجی که یک سرباز، مات خواهد کرد شاهت را

خوب اما دیر فهمیدم، عشق یعنی: خوش، ادا کردن

از سلامِ اولین دیدار، تا خدا پشت و پناهت را

خیره شو در چشمهایِ من ، تو نگاهت تازگی دارد

تازگی ها گر چه از تردید ، سرد می بینم نگاهت را..



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: ملات عاشقانه، عاشقانه، زیبا، عاشق، تنهایی،

تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1392 | 01:34 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک. 

داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت:
پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل. 
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟ 
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم 
- ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره 
- من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده 

او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل  فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد. 
داستان جالب و خواندنی خیانت ، www.irannaz.com
 
نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید.



طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستان خیانت، خیانت، جملات عاشقانه، داستان های عاشقانه، زیبا، تصاویر عاشقانه همراه به نوشته،

تاریخ : دوشنبه 6 خرداد 1392 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟
آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟
چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند.
چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنندَ این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستان عاشقانه زیبا، داستان های کوتاه، داستان های کوتاه عاشقانه، زیبا، عاشقانه، بهترین جملات عاشقانه،

تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و…

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق… ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهی شو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری…

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو … و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود. رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن…

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستان عاشقانه زیبا، زیبا، داستان عاشقانه، عاشقانه، جملات عاشقانه، جملات دلتنگی،

تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
عشق اون نیست که نگران این باشی که کسی مخ عشقتو بزنه ، عشق اون نیست که چکش کنی ، عشق اون نیست که عشقتو داغون کنی و له کنی برای اینکه بگی من درست میگم ، عشق این نیست که بگی هر چی من میگم و تو مهم نیستی ، عشق این نیست که فقط دنبال هدف نهایی خودت باشی ... عشق اینه که ببینی یار میخنده و لذت ببری از خندش ، عشق اینه که ببینی یار میگرید و بلرزی از گریه اش ، عشق اینه که بزرگترین استرست تو زندگی برهم خوردن آرامش یارت باشه ، عشق یعنی از خود گذشتن ، عشق یعنی وقتی داره میره جایی استرس بگیری که داره ازم دور میشه و دلم براش تنگ میشه ، نه اینکه بگی داره میره دنبال حال و حول ، اگر کسی دنبال اون بره که دیگه عشقی هم نیست ... عشق اینه که دنبال این باشی که زندگی عشقت بهترین باشه ، عشق اینه که از خودت بگذری واسه عشقت ، عشق یعنی احترام ، عشق یعنی غرور ، عشق یعنی گذشتن از خودها ، عشق یعنی ترس از عصبانیت عشقت ، عشق یعنی ترس از دست دادن عشقت ، عشق یعنی آرامش ، نه صلب آرامش ، عشق یعنی اعتماد ، نه اتهام ، عشق یعنی اعتبار ، نه له شدن ... و عشق ...


طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عشقانه، جملات زیبا، جملات دلتنگی، عاشقانه، زیبا،

تاریخ : سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

اگر کسی را نداشتی که به او فکر کنی به اسمان بیندیش زیرا درآن کسی هست که به تو می اندیشد

 

………………………………………………………………..

 

گذشته دیگر وجود ندارد و آنچه در آینده ی نزدیک است خداست

 

………………………………………………………………..

 

انسان کیست جز موجودی نگران،برخاسته از زمین وآرزومند اختران آسمان

 

………………………………………………………………..

همیشه خاک گلدونی باش که وقتی سرش به اسمون رسید یادش نره ریشه کجاست

 

………………………………………………………………..

 

در آسمان خویش جستجو گر ستاره ای بودیم بی پایان که تحقق بخشیم خواسته هایمین را و یافتیم آنچه را میخواستیم

 

………………………………………………………………..

 

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

 

………………………………………………………………..

 

خانه ی خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن ، عشق است….

 

………………………………………………………………..

 

تو آسمان همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر… 

 

………………………………………………………………..

 

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .

 

………………………………………………………………..

 

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!

یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .

 

………………………………………………………………..

 

خوبی بادبادک اینه که

می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده

ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده . . .

 

………………………………………………………………..

 

با کسی زندگی کن که مجبور نباشی

یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .

 

………………………………………………………………..

 

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛

بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .

 

………………………………………………………………..

 

مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .

 

………………………………………………………………..

 

تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .

 

………………………………………………………………..

 

چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .

 

………………………………………………………………..

 

دوره ، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند

ولی هرگز خواب هم را نمی بینند . . .

 

………………………………………………………………..

 

اگر گیاهان صدایی نداشته باشند

به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .

 

………………………………………………………………..

 

اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد

باور محال بودنش را عوض کن . . .

 

………………………………………………………………..

 

برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن

و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .

 

………………………………………………………………..

 

آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .

 

………………………………………………………………..

 

حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید

چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .

 

………………………………………………………………..

 

من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم

هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .

“بیل گیتس”

 

………………………………………………………………..

 

تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . .

(آرتور کلارک)

 

………………………………………………………………..

 

ژوبرت :

” برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ،

اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم ” . . .

 

………………………………………………………………..

 

دوست تو کسی است که هرگاه کلمه “حق” از تو شنید ، خشمناک نشود . . .

 

 …………………………

 

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش

امید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش . . .

 

………………………………………………………………..

 

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار

و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .

 

………………………………………………………………..

 

مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند

و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .

 

………………………………………………………………..

 

دوستی کلام زیباییست که هر کس درکش کرد ، ترکش نکرد . . .

 

………………………………………………………………..

 

زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش

لایق بهترین هایی . . .

 

………………………………………………………………..

 

اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .

 

………………………………………………………………..

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . .

 

………………………………………………………………..

 

زندگی یعنی :

ناخواسته به دنیا آمدن

مخفیانه گریستن

دیوانه وار عشق ورزیدن

و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .

 

………………………………………………………………..

 

زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است

هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید ، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .

 

………………………………………………………………..

 

آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم . . .

 

………………………………………………………………..

 

پیروزی یعنی :

توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر

بدون از دست دادن اشتیاق . . .

 

………………………………………………………………..

 

مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

 

………………………………………………………………..

 

کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد . . .

 

………………………………………………………………..

 

زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره !




طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه زیبا، جملا، عاشقانه، زیبا، جملات تنهایی،

تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

به نام خدا
یه روز یه عزیزی میگفت: دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم
که وقتی از گل جدا میشه میره سراغ یه گل دیگه،
دوستی رو از ماهی یاد گرفتم که وقتی از آب جدا میشه میمیره،
چند ساعتی رفتم توی فکر دوستی،زنبور،ماهی،....
ما دوستی رو از کی یاد گرفتیم؟
از آدمهایی که این روزها از گلی جدا نشده میرن سراغ گل دیگه؟
یا از آدمهای ماهی نما؟؟؟
دلمون و دریا می کنیم واسه دوستایی که فکر می کنیم برامون می میرند
غافل از اینکه این روزها همه درسهای بازیگری رو از بهرند
وباز یه کلاه بزرگتر از قبلی ها میره روی سرمون
و سرمون رو از سنگینی این همه کلاه نمی تونیم بلند کنیم
و هر کسی ما رو میبینه دلش میسوزه که توی اینهمه گرگ چه آدم سر به زیری!!!
واقعا ایول داره!!! بابا سرتو بگیر بالا ببین دوروبرت چی میگذره....
ما که اصلا نفهمیدیم این دوستی که میگن چیه!؟!
از کجا میشه خرید! اصلا گیر میاد؟
بعضیا میگن کمیاب شده، حتی توی ناصر خسرو هم نمیشه پیداش کرد!!!
ولی من پیداش میکنم،
به همه ثابت میکنم که دوستی هنوز هست،
من احساسش می کنم،
احساس زبان روحه و روح که اشتباه نمیکنه،می کنه؟؟؟؟؟




طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عشقانه، عاشقانه، زیبا، جملات تنهایی، عشقولانه، عشق، تصاویر عاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
با کسی باش که
وقتایی که دلت گرفته
حوصله نداری
ناراحتی
حس میکنی یه دنیا غم داری
بلد باشه شادت کنه
راه قلبتو بلد باشه
تنهات نزاه




خــــدا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمی شود،
تنها كسی است كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد،
با پای شكسته هم می توان سراغش رفت،
تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد،
تنها كسی است كه وقتی همه رفتند می ماند،
...وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید،
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود
و تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن.
خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، جملات عاشقانه زیبا، جملات، عاشقانه، زیبا،

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
یک...
یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد؛
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد؛
یک دست می تواند یاریگر یک انسان باشد؛
یک واژه می تواند بیانگر هدف باشد؛
یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد؛
یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد؛
امید می تواند رافع روحتان باشد؛
یک نوازش می تواند راوی مهرتان باشد؛
یک زندگی می تواند خالق تفاوت باشد؛

امروز آن "یک" باشید...




تو می دانی چه احساسی دارم

تو می شنوی که چگونه می اندیشم

تو درک می کنی..

تو دوست منی..


روزت بخیر دوست من



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، عاشقانه، جملات، زیبا، جملات عاشقانه زیبا،

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تو ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ”
تو ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ”
تو ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ”
تو ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون ”
تو ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود ”
تو ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ”
تو ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”
تو هفتاد سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن . . .
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم . . .
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست  . . .



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، عاشقانه، مادر، روزمادر، جملات عاشقانه درباره مادر، زیبا،

تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
آدمی پیش هوس کور و کر است

هر کس دنبال هوس رفت خر است!

برچسب ها: جملات عاشقانه، عاشقانه، جملات، زیبا، جملات تنهایی، تنهایی، هوس،

تاریخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
خدایا برمن مهر کردن را عطا کن / مهر و محبت خود رحمتت را عطا کن
خدایا مرگ را خود خواهم آموخت / بر من زیستن در خانه ات را عطا کن



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، جملات عاشقانه زیبا، زیبا، جملات زیبا، عاشقانه، شاید،

تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 10:56 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
خدایا نماز عشق بر پا کردم ، استجابت کردنش از تو
شب و روزم به درگاهت دعا کردم، قبول طاعتش از تو
خدایا دیوانه گشتم چو مجنونت ، لیلی گشتنش از تو
ببارد قطرهای اشک از چشمان دلم ، دریا کردنش از تو



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، جملات عاشقانه زیبا، زیبا، جملات زیبا، عاشقانه، شاید،

تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تنها

غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم

دیدم که هنوز عاشقم آه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو

یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما



طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، جملات عاشقانه زیبا، زیبا، جملات زیبا، عاشقانه، شاید، شعر های عاشقانه.،

تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

...حرف میزنیم برای رضای خدا


 شعار میدهیم برای رضای خدا


 می جنگیم برای رضای خدا


همه چیز و چیز خواست خدا باشد


که اگه اینجور بشه ما پیروزیم


چه بکشیم و چه کشته بشیم ما پیروزیم...




طبقه بندی: جملات عاشقانه،
برچسب ها: جملات عاشقانه، جملات عاشقانه زیبا، زیبا، جملات زیبا، عاشقانه، شاید، شهید همت، همت، شهید،

تاریخ : سه شنبه 13 فروردین 1392 | 06:09 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تاریخ : سه شنبه 13 فروردین 1392 | 05:42 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات
تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : مهدی دهقانی فیروزآبادی | نظرات

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • زاهدان سیتی
  • مینی تولز
  • ریه
  • آهنگ های ابدی